کشکولانس
  
 
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 20 فروردین ماه سال 1385
برای سگها آدم باش.

سکانس دوم برداشت اول..سکانس دوم برداشت دوم...

:با این حال حذف خواهد شد.

نجوا درون گوش چپش که کر تر بود٫

که باز زالو تعریف می شد از-

لال بازی می کرد.٫لال...بازی می کرد٫لال٫بازی می کرد؟!

-

-نفوذی-

*دیوار زندگانی انسان دری نداشت.(عین  المفر؟)۱

مشیری*

می‌خواست بگوید‌‌‌:«از درد‌های کوچک است که آدم ‌‌می‌نالد. وقتی ضربه سهمگین باشد‌‌‌‌، لال ‌‌می‌شود آدم‌‌‌‌.» گفت‌‌‌: « توهم‌‌‌‌.»۲

-------------------------------------------------------

۱=نهج البلاغه قه یا شاید غح یا قح

۲=چاه بابل- شاید


 
سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1385
وقت کردی جای من هم سلام کن....

 

جای سوزنی درست بالای جداره ی دیوار که از آسمان٫ نا مرئی کشیده می شد به ساق پایم.

شماس هم مذهب می دانست؟... زیر لبخند!

میعان روح در جسم جامد.

*انسان ها همونطور که در پی حقیقت هستند دو متر جلو می روند و یک متر عقب.

 

آنتوان چخوف*

من از خود لائفسکی بودن

.اصلاح نژادی.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 21250


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها