X
تبلیغات
رایتل
کشکولانس
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1385
اساس

 

از دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست*

 

می خراشم تکه های باقی مانده ی روحم را .. از خود بیرون آمدم سال هاست برای بازی .

اما امروز دوام می خواهم وام می خواهم .

از خود فراموشی خسته راه می روم ٫می خزم.

سایه هم برایم روشن است امشب  می خواهم از عشق بخوابم نه از درد ..

می خواهم برگردم به خود بودن که حالا سابقم را دلتنگم نه از سر سیری نه برای چاره .

  برای او

می خواهم خودی باشم نه سایه ای ازخود  دیگری که سرد است!

ترسناک است ...سایه  ذاتآ شب خیز است خشک ٫ نه مرطوب است .

انعکاس هم نمی خواهم.

بمان تا برگردم!

خرافات اکسیرت را دارم....

خرافه می پرستمت حالا.

.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 101614


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها