X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
کشکولانس
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1387
من! آبی

 

 

ساعت هنوز شب بود! احساسی آبی از این همه بازی که می دهی!

جادوگرانی فرتوت از  دق الباب های آ هنین با رو کش طلا!

طلایی ناب از ناف آفریقای سیاه و قرمز .

قداستگاهی که از  آرواره ی قربانیانش مملو شده!

قربانیانی همه آبی.

بداهت ماهیان دم بخت که بکارتشان را به رخ هم می کشند و آن وسط زیبا ترینشان

می سوزد! آتشی زیر آب.

محو در انجماد زمستانی  نافه آهو که بچه ی ۱ دقیقه ای مرده اش را تا لاشخورگاه می کشید

از تر س سگان دریده!

این همه را دیدم حرف چون لال زدم که آخر چه؟!

من زیر پاهایش له شدم که آخر چه؟

ـ عاشقی آخرو عاقبت ندارد - مرگ گفت.

گفت: به این بهانه هر روز مرده می کشم روی کولم...پمادی نداری بمالم به کولم؟!

آخر دنیا همش هیچم چرا؟!

 گله دارم ٫درد دارم از این ها !

پمادی یافتی به من هم بمال-مرگ گفت.

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 101697


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها