X
تبلیغات
رایتل
کشکولانس
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1384
ب.ر.ف.

چرا همیشه ویتامین آ بوی گند میده؟

دستام از خشکی ترکها می سوخت که بوی کاغذ باطله گرفته بود.بوی مواد شیمیایی٫بوی بیمارستان های خالی از حیاط پر از کلاغ.

صدای نفس نفس های اتاق اکسیژن که دی اکسید کربن بود و شادی هایی از سر نداری که هی من درد دارم ...چه خوب. وبعد یک انفجار و بوی گوگرد داغ که عین بوی ماهی شب سال تحویل گند بود.

 بوی عود می آد من حساسیت دارم.

 چرا سرگیجه ؟! چرا نفس؟! خسته نشدی از این همه تنفس بی وقفه آروم باش یه ذره استراحت کن .

تو هوای ابری که گنجشک ها میو میو می کنند و گربه های خیس در وان حمام استفراغ..من همان وسط خوابم برده بود از رخوت ابر . صدای نفس هایم بود که مرا از خواب بیدار کرد که شاید برف بیاد و تا صبح کنار پنجره ی یخ زده منتظر برف نشستم . برف میآمد که فهمیدم اصلا از برف خوشم نمی آید ..زدم زیر گریه ٫به پوچی رسیدم که چرا یک عمر وقت را برای دیدن برف حرام کرده بودم .

                         خواستم انصراف بدم دیدم دو ترم بیشتر نمونده ولی از خودم صد ترم بود انگار که شاید انصراف داده بودم .

وسط بیابون که پرسه می زدم اونجا هم برف میآمد چقدر دلم می خواست برف بازی کنم!  ولی خیلی بالا بودم دستم به ابرها نمی رسید که بچلونمشان و از جوهرشان برف بگیرم شایدبشه با جوهر ابر هم نوشت  ٫ مرکب برف!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 101614


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها